تبليغاتX
کاش می شنیدی سکوت گویای مرا کاش می شنیدی سکوت گویای مرا >
.::. تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم ... روزی سراغ وقت من آیی که نیستم .::.

من شب را دیدم

من دیدم شب را در پشت نگاهت

من دیدم نگاهت را

نگاه پر معنایت را

نگاهی که تا ابد مانده به یادم

من دیدم ویرانه ی دلت را

ویرانه ای که آبادی اش آرزوست

من دیدم بغض صدایت را

آن هنگام که شکسته شد

من دیدم گریه ی معصومانه ات را

چه کودکانه بود

و من دلگیر از گریه ات

من دیدم زلال چشمانت را

من دیدم غم را

روی مروارید گونه هایت

من دیدم هیاهوی قلبت را

من خواب را دیدم

من خیال را دیدم

من دیدم خواب را از پس دریچه ی خیالت

خوابی که تو خمارش بودی

خوابی که رویای من بود

من دیدم سوز دلت را

سوزی که سوزاند دلم را

من دیدم سردی وجودت را

که لرزاند تمام وجودم را

من دیدم درد را

دردی که تو چشیدی آن را

من دیدم خدا را

خدایی که درد هم از اوست درمان نیز

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 0:5  توسط مهدی | 
 

عفاف گفت: مرا با برگ درخت زیتون مستور دارید.

وقاحت گفت: مرا با نشان ها و امتیازات بیارائید.

نیرنگ گفت: مرا به جامه ی اخلاص و صمیمیت ملبس نمائید.

شرارت گفت: مرا به لباس نیکی و صلاح بپوشانید.

خیانت گفت: تاج امانت بر سر من بگذارید.

استبداد گفت: صورت آزادی را بر چهره ی من نقش کنید.

تکبر گفت: مرا به زیور تواضع بیارائید.

حقیقت گفت: مرا برهنه بگذارید و پیرایه بر من مبندید زیرا من هیچگاه از برهنگی خود شرمسار نیستم.

"اعتصام الملک"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 0:38  توسط مهدی | 
سلام

میدونم خیلی دیر شده ولی خب دیگه نمیشد که زودتر از این بیام . امید دارم که سالی خوب و خوش و سرشار از موفقیت داشته باشید و به همه ی خواسته هاتوون برسید.

سالم باشید و سلامت ...

                                                          

برداشت ماهاتما گاندی از آئین هندوها به گفته ی خویش :

در جهان یک شناخت وجود دارد و آن شناخت نفس است 

                                                                       و  هر کس خودش را شناخت خدا را می شناسد.

در جهان یک نیرو وجود دارد و آن نیروی تسلط بر خویشتن است

                                                            و هر کس بر خویشتن مسلط باشد بر جهان مسلط است.

                                        

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 1:46  توسط مهدی | 
سلام بر دوستان

حالتون چطوره؟ خوب هستین که ایشالا؟ چیکارا میکنین؟ شکر خدا ما خوبیم و دعا گوی شما.

فکر میکنم  خیلی وقته که نبودم  ، آخه سرم خیلی شلوغ بود ، درس و دانشگاه و خیلی کارای دیگه.

ولی خداییش از خیلی ها پیداترم. این چند وقت رو کلی درس خوندم امتحانا هم شانزدهم بهمن ماه تموم شد ولی عجب آخر ترمی بود . خدا  به خیر کنه.

اینم از دیوان حافظ گرفتم:

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند        نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش        که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

سالم و سلامت باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 1:55  توسط مهدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مهدی
24 ساله از تبریز
دانشجوی رشته عمران-عمران

گذشته
آذر 1387
آبان 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آبان 1386
مهر 1386
نوشته های خاک خورده
دوستان
بگذار بخوابم
ملکه گورستان
 

 RSS

POWERED BY
MONO.BLOGFA.COM

طراح قالب
Mono

پای سخن عشق کاش می شنیدی سکوت گویای مرا